محمد حسين بن مهدى فراهانى
305
سفرنامه ميرزا محمد حسين فراهانى ( فارسى )
قديم برابر با 1620 يا رد انگليسى و معادل با 1482 متر فرانسوى يا يك ميل و نيم ايرانى . مقدار منتهاى درازاى بصر ( مدبصر ) از زمين ( دهخدا ، جزوهء 220 ، ص 311 و معين ، ج 4 ، ص 4504 ) . 91 ر 12 - درياى سياه يا بحر اسود ، دريايى است واقع در جنوب شرقى اروپا منشعب از بحر الروم ( مديترانه ) حد فاصل بين آسيا و اروپا با مساحت 000 ر 435 كيلومتر مربع . اين دريا به وسيلهء دو تنگهء « داردانل » و به سفر به مديترانه متصل مىشود . سواحل شمالى و شرقى آن جزو خاك شوروى ، سواحل غربى آن جزو خاك بلغارستان و رومانى و سواحل جنوبى و تنگههاى داردانل و به سفر متعلق به تركيه مىباشد ( معين ، ج 5 ، ص 526 Collier's Encyclopedia , Vol . 4 , New York 1978 , P . 239 . 92 ر 13 - محلوج بر وزن محلول پنبهء پاك كرده شده از دانه را گويند : ناظم - الاطباء مىنويسد : « پنبهء زده شده و نجيده و حلاجى كرده شدهء آماده براى رشتن كه بنجك و بندك و بندش نيز گويند . 93 ر 15 - باستيون Bastion - باستيان ، گرفته شده از زبان فرانسه ، به بناى مرتفعى كه در قلعهاى ساخته شود يا قلعهاى كه در آن سلاحهاى مختلف و ابزار جنگى نگهدارى و ذخيره شود اطلاق مىگردد . 93 ر 15 - توپخانه محل حفاظت و نگهدارى توپ و جايگاهى شبيه به جبهخانه . 98 ر 19 - پاپروس - در نواحى شمال ايران بهويژه گيلان ، توتون سيگار را گويند . محتملا ريشهء آن روسى است . 98 ر 24 - كلك در كردى Kelek و به لهجهء ذزفولى Kalak ، قايقگونهاى مركب از چوبها و نيها كه آنها را به هم بندند و چند مشك را پر باد كرده بر آن نصب كنند و بر آن نشينند و به جاى قايق از آن استفاده كنند . معمولا از اين وسيله براى گذشتن از آبهاى تند چون « دزآب » و بيشتر رودهاى كردستان كه گذشتن با قايق و بلم امكان ندارد استفاده مىشود .